امیدواری بزرگ

کی به آتش می کشی تسبیح یا قدوس را

روح سر گردان این پروانه ی مایوس را

 

کورسو های چراغ مردم منکرند

روشنی های آن خورشید را

 

از صدای موج سرشارند و با ساحل دچار

گوش ماهی ها چه می فهمند اقیانوس را!

 

نسل در نسل زمین، گشتند تا پیدا کنند

سایه پرهای رنگارنگ آن طاووس را

 

تلخ وشیرین جهان چیزی به یک خواب نیست

مرگ پایان می دهد یک روز این کابوس را

"فاضل نظری، کتاب گریه های امپراطور"

/ 1 نظر / 20 بازدید
محمد

شعر زیبایی بود. ممنون [گل]